درحال بارگذاری ....
به مد روز خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (58)

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (58)

تاریخ ارسال پست:
سه شنبه 06 تير 1396
نویسنده:
محمد
تعداد بازدید:
61

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (58)

مطالب طنز و خنده دار

 

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را گذاشت,مرد

ازاو پرسید آیا راضی هستی ؟؟؟

مرد گفت نه!!

خداوندپرسید چه میخواهی ؟

مرد گفت  آینه ای میخواهم که بزرگی خود را در آن ببینم

و اینجا بود که خداوند گفت این خیلی پررو شده یک موجودی بسازم که آدمش کنه

و اینگونه شدکه خداوند زن را آفرید

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب 

 

این پدر مادرای جدیدو دیدید؟

تا یه خرده چایی داغ میریزه رو دست بچشون جیغ و داد میکنن و پونصد بار محل سوخته شده رو بوس و نوازش 

 میکنن که مبادا بچه دردش بیاد

 والا قدیما من یه بار افتادم توی دیگ حلیم، کل وجودم سوخت بعدش پدرم گفت: داد نزن بچه مگه چی شده!

پس آتش جهنمو میخوای چکار کنی تو؟

مادرمم تا سه روز کتکم میزد که همسایه ها گفتن حلیم مزه پسرتو میده

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های کوتاه جدید

 

مردها موجودات خطرناكي هستند

اما لازمه حتما يكيشونو داشته باشي كه از بقيه در امان باشي

.

.

يه چيزي تو مايه هاي واكسيناسيونه

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های زیبا

 

‏یه بار بابام تا اومد خونه گرفت منو زد، گفتم چرا؟ گفت می خوام برم حموم بعدش بخوام بزنمت عرق می کنم الان 

زدمت دیگه تا شب هر کاری بکنی می بخشمت

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های جالب و خنده دار

 

اگر یخچال ها اهل تلافی بودند 

شب که ما می خوابیدیم

 هر یک ساعت یه بار 

بیدارمون می کردن

و میگفتن چه خبر

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

جدید ترین طنز نوشته ها

 

تازگیا یه آزمایش به آزمایشای قبل از ازدواج اضافه شده

 .

دخترو میندازن تو آب

اگه رفت زیر آب طبیعیه ، اگه اومد بالا همش پروتزه

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های کوتاه

 

یک آهنگ سنتی گذاشتم بعد رفتم دوش گرفتم، اصلاح کردم، شام خوردم، چای گذاشتم، یه دور رفتم بیرون و 

برگشتم

خواننده هنوز شروع نکرده بود به خوندن! 

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های جدید

 

اگر فردایی بهتر میخواهی باید امروز تلاش کنی،

.

.

الان که دیر وقت ایشالا از فردا

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های خنده دار

 

تنها ردی که تو زندگی از خودم جا گذاشتم

ردِ آب زباله رو پله ها بود

که متاسفانه مدیر ساختمون استقبال نکرد و همین روزا باید تخلیه کنم

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

مطالب طنز و خنده دار

 

ﺳﺮ ﮐﻼ‌ﺱ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ گفتم ﺍﻧﺸﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ .

“ﺍﮔﺮ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ؟"

ﻫﻤﻪ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ، ﺑﻪ ﺟﺰ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ 

ﮐﻨﻪ.

ازش پرسیدم: ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ؟

گفت: ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺗﺎ ﻣﻨشی بیاد تایپ کنه

ینی قوه تخیلش هلاکم کرد!!!!

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های کوتاه جدید

 

وﺳﺎﯾﻞ تیراندازی با کمان : ۴ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﻭﺳﺎﯾﻞ اﺳﮑﯽ : ۳ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﻭﺳﺎﯾﻞ ﮐﻮﻩ نوردی : ۲ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ : ۱ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻫﺮ یک از ﻭﺳﺎﯾﻞ ﻭﺭﺯﺷﯽ ۸۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ !

ﻗﻠﯿﻮﻥ : ۵ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ !

بعد میگن چرا قلیون میکشی

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب 

 

از یارو میپرسن تو از زنت میترسی؟ 

میگه :کی!!؟ من؟ هه.....

چرا بترسم! 

اتومو کردم، ظرفارم شستم، گردگیریمم تموم شده، زیر بچه رو هم عوض کردم، دیگه از چی بترسم!

کسی میترسه که کاراش مونده باشه! 

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های زیبا

 

مورد داشتیم

.

.

.

دختره میخواسته دست اندازو رد کنه هول شده واسه دست انداز بوق زده بره کنار'

دست انداز از خنده صاف شده

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

طنز نوشته های جالب و خنده دار

 

رفته ﺑﻮﺩﻡ ﺳﻮﭘﺮﻣﺎﺭﮐﺖ ﭼﯿزی ﺑﺨﺮﻡ

.

.

یه دختره اومد ﺩﺳﺖ ﮔﺬﺍشت ﺭﻭ ﭘﻔﮑﺎ گفت :

ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﺍﺯﯾﻦ ﭘﻔﮑﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟

ﯾﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﺮﺩ

ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :

ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ 

ﺩﺧﺘﺮه هم ﮔﻔﺖ ﻣﺮﺳﯽ ﻭ ﺭﻓﺖ 

فروشنده با لبخدی ملیح از دنیا رفت!!!

 

طنز نوشته های کوتاه جدید, مطالب طنز و خنده دار

جدید ترین طنز نوشته ها

 

امروز رفته بودم شهردارى واسه انجام كار ساختمانى

 كارمنده پرسيد :

مالكي يا مملوك ؟ 

وكيلي يا موكل؟ 

موجرى يا مستاجر؟

منم گفتم الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب !!!

 گفت یعنی چی آقا؟!

گفتم مگه جوشن کبیر نمیخونی؟ 

انداختم بیرون پروندمم پاره کرد

 چش بود بنظر شما 

ها

کلمات کلیدی

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (58)

نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی